راه نجات
تو فيلم «کلاه پهلوي» پدره خانم خوشگلهي فرانسوي بهش ميگه: «مردم ايران عاشق استبداد هستند و استبداد پرست هستند» دختر ميگه: «اينها نياز به رابين هود دارند» پدر ميگه:«مشکل همين جاست که وقتي رابين هود به قدرت ميرسه ديکتاتور ميشه».
+ نظر من:
اشتباه اول: گاهي نظرات ساده لوحانه دوستانم را ميبينم و ناراحت ميشم از اينهمه ناآگاهي که فکر ميکنند آمريکا و يا کشورهاي ديگه نگران منو تو هستند و در واقع منظورشون اينکه ايشااله آمريکا بياد ما رو از اين وضعيت نجات بده.
خب آمريکا هم اگر واقعا اينقدر کم عقل باشه که فقط به فکر من و تو باشه که باز هم ميشه رابين هود.
چقدر ساده لوحانه ست که فکر کنيم کسي ميخواد بياد مارو از وضعيت بد اقتصادي يا هر چي نجات بده. اين يک تنبلي هست که آدم نميخواد خودش زندگيش رو درست کنه.
اشتباه دوم: ما فکر ميکنيم مثلا اگر وضعيت بد هست بايد بريزيم بيرون و انقلاب کنيم و مثلا بگيم کار اين خوب نبود يکي ديگه بياد کارش خوب باشه. اين هم باز همون تنبليه هست. به قول يکي از دوستهام ما موقع رانندگي حاضر نيستم درست رانندگي کنيم و راهنما بزنيم، بعد به کودکاني که زير دست ما بزرگ ميشند و مسئول جامعه ميشند هزاران ايراد ميگيريم. آيا کار خودمان در زندگي مون درسته؟ يا اصلا فکر کنيم واقعا اونها دارند اشتباه ميکنند:
1- چند ساله داريم غر ميزنيم که اينهاکارشون اشتباهه آيا اتفاقي افتاده؟ تا کي ميخوايم غر بزنيم. ما که براي آشغال انداختن تو خيابان، جنگل و دربند و رفتارهاي خوب شهروند اجتماعي بودن کاري نميکنيم چطور توقع داريم از کودکان ما مسئول خيلي خوبي پرورش پيدا کنه. تصور کنيد رفتار درست اجتماعي شما روي چند نفر که تو خيابون در حال ديدن شما هستند تاثير ميگذاره؟
2- هزینه انقلاب خیلی بالاست . اين يک حرف تاريخيه. پس بهتره کاري که قراره دو نسل ديگه انجام بدند رو ما انجام بديم. شروع کنيم به درست کردن خودمون اطرافيانمان. اگر تو خيابون يه آجر افتاده توقع نداشته باشيم شهردار بياد درستش کنه بلکه خودمون برداريم بگذاريم سرجاش. شروع کنیم به مطالعه کردن و بالا بردن دانش و فهم خودمون. چوب نادانی بیشتر از چوب دشمن به سرمون خواهد خورد. تنها از رفتارهاي مسئولانه ماست که جامعه کم کم به سمت مسئوليت پذيري و قابليت داشتن حرکت ميکنه.
سلام خوش اومديد، ليلا هستم، از کودکي عاشق مسائل فلسفي و رقص بودم، ليسانس آمار و فوقليسانس اقتصاد خوندم. از نظر من فلسفه ابزاري هست مانند ماشين که ميتوانه انسان رو تو جادههاي دروني ذهنش و وجودش حرکت بده و باعث شناخت انسان، جهان و ... ميشه، بنابراين شما به حس جديد، زندگي جديد، تفکر جديد و هر چيزي که بخواهيد ميرسيد، اين سفر دروني هيجان انگيز و از همه مهمتر زنده است و زندهگي و رشد ايجاد ميکند. در ضمن این وبلاگ در ادامه وبلاگ قبلی ام ایجاد شده با آدرس http://enteshar.javanblog.com/.